الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
425
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذا إِلَّا إِفْكٌ افْتَراهُ وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً وَ قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَها فَهِيَ تُمْلى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا » « 1 » ؛ بزرگوار خدايى است كه قرآن را بر بندهاش نازل كرد تا بيم دهندهء جهانيان باشد . آن كه فرمانروايى آسمانها و زمين از اوست و فرزندى برنگزيده است و در فرمانروايى شريكى ندارد و همه چيز را آفريده و حد و اندازهء هر چيز را معين فرموده است . آنها جز خدا براى خود معبودهايى برگزيدند كه قدرت آفرينش ندارند و خودشان مخلوقند و در سود و زيان و نيز مرگ و حيات و برانگيخته شدن كارى از دستشان ساخته نيست . كافران گفتند : « اين كتاب دروغى است كه از خود بافته است و ديگران كشمكش كردهاند . » به راستى سخنانشان باطل و نسبتى ناحق است . همچنين گفتند : « اين همان افسانههاى پيشينيان است و رونويسى كرده و هر صبح و شام بر او خوانده مىشود . » ( 1 ) در تفسير قمى آمده است كه در روايت ابى الجارود از ابو جعفر امام باقر عليه السّلام در توضيح قول خداوند : « وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ » ؛ اين كتاب دروغى است كه از خود بافته و ديگران كمكش كردهاند ، آمده است كه منظور ابو فكيهه ، حبر ، عداس و عابس ، آزاده كردهء حويطب هستند . و قول خداوند كه مىفرمايد : « وَ قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ » ؛ گفتند كه اينها افسانههاى پيشينيان است منظور از قائلان : نضر بن حارث بن علقمة بن كلدة بوده است . قمى مىنويسد كه وى گفت : اين چيزى را كه محمد مىخواند و ما را از آن مطلع مىكند ، همان چيزى است كه از مردى از علماى نصارى به نام ابن قبيطه ياد مىگيرد و يادداشت مىكند . « 2 » ( 2 ) طبرسى در مجمع البيان از مجاهد نقل مىكند كه گفتند : كسانى كه محمد صلّى اللّه عليه و آله را در مورد قرآن يارى كردند : عداس آزاد كردهء حويطب بن عبد العزّى و يسار غلام علاء بن حضرمى و حبر آزاد كردهء عامر بودند كه اينها از اهل كتاب به شمار مىرفتند « 3 » و ابن شهر آشوب مثل اين مطلب را در مناقب نقل كرده است . « 4 » در اين سوره آمده است : « وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً أَوْ يُلْقى إِلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْها » « 5 » ؛ گفتند : « اين
--> ( 1 ) . فرقان ( 25 ) ، 1 - 5 . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 111 و سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، ص 321 . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 253 . ( 4 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 49 . ( 5 ) . فرقان ( 25 ) ، 7 - 8 .